شعار روز جهانی ام اس امسال ناپیداهای ام اس بود، متن فوق العاده ی زیر در مسابقه سوم شد اما به نظر من شایستگی اول بودن را بیشتر داشت نسبت به متنی که بی کیفیت نوشته شده و فقط روی طنز دوستی مردم حساب کرده. در این متن از خانم فقیهی دانش و بینش، احساس و منطق را به نحوی هماهنگ و دلپذیر میبینیم و می خوانیم.
و این هم متن نفر سوم، فریبا فقیهی متولد سال ۱۳۵۰ هستند و از سال ۸۶ اولین نشانه های ام اس رو متوجه شدند، ایشون دانش آموخته ادبیات آلمانی از دانشگاه شهید بهشتی و فرهنگ و زبانهای ایران باستان از دانشگاه علامه طباطبایی هستند و متن شون به قرار زیر هست:
" جانی داره میاد!
از توی خیانتهایی که در درس تاریخمان خواندهایم، زیاد به یاد حاج ابراهیم خان کلانتر میافتم. خصومت شخصی و خانوادگی که ندارم با ایشان، شاید بابت افسوسم از اوصاف دلاوری و مردمدوستی و هنرمندی و خوبرویی لطفعلیخان زند، آخرین پادشاه زندیه، باشد که خیانت ابراهیم خان والی شیراز، پایتخت زندیه، به شکست او در نبرد با آغا محمدخان قاجار و سرنگونی دودمانش انجامید. عامل نفوذی اماس برای من مانند همدستی حاج ابراهیم خان کلانتر با سپاه دشمن است که به سرنگونی دلاور زند انجامید.
ام اس که داشته باشی، یعنی یک عامل نفوذی خودی درکار است که به چشم برهمزدنی میتواند هم واژگونت کند و هم سرنگون. زمین خوردن و ندیدن ناگهانی با یک افت فشار ناقابل هم اتفاق می افتد، ضرر خاکی و پاره شدن لباس به جیب می رسد، بیاختیاری مثانه و روده به جَیب. همان آبرو. همانکه با همۀ شأن و هنرت، خوار و خفیف بشوی. عامل نفوذی اماس از ابراهیم خان کلانتر هم نامردتر است. تو را نمیکشد، هربار میکشد و زنده میکند برای هربار معاشرت با انسانی دیگر. می گویند یکی از وحشتناکترین صحنههای تاریخ سینما، لحظهای است که جک نیکلسون در فیلم درخشش» درِ دستشویی را دارد با تبر میشکند و میگوید جانی داره میاد!»
بگذریم از تشابه تلخ مکانی به نام دستشویی در این صحنه و برویم سراغ تجربۀ وحشت. سراغ آن هول و هراسی که هر لحظه تهدیدمان می کند: ناتوانی در کنترل باد شکم، مدفوع یا ادرار؛
در برابر رئیس یا کارمند؛
در برابر بزرگترهای فامیل
در برابر بچه های کوچک فامیل
و
در خلوت با یار


درباره این سایت